در سالهای اخیر و همزمان با تشدید منازعات ژئوپلیتیک، جنگ در اوکراین و خاورمیانه و تشدید تنشها حول ایران و زمزمههای قدرتگیری بلوکهای نوظهوری نظیر بریکس، پیشبینیها پیرامون پایان عصر دلار و فروپاشی محتوم هژمونی آمریکا به یکی از ترجیعبندهای رایج در تحلیلهای ژورنالیستی و سیاسی بدل شده است. اما اگر واقعیت ساختاری اقتصاد سیاسی جهانی چیزی یکسره متفاوت باشد چه؟ اگر سلطهٔ امپریالیستی نهتنها فرونپاشیده باشد، بلکه در پسِ بحرانها به اشکالی عریانتر، انضباطیتر و قهریتر از مجرای ترازنامهها و مسیرهای مالی بازآرایی